![]() |
|
#1
|
|||
|
|||
|
نقدی بر الگوی توسعه كلاردشت
چكیده امروزه در سراسر دنیا، بویژه در كشورهای توسعه یافته (و بعضا در حال توسعه همچون: مالزی، آفریقای جنوبی، هند، چین و ...)، جهت گیریهای استراتژیك در حوزه مدیریت شهری به گونه ای تعیین می شود تا شهرهای فردا را آن گونه كه بایسته است شكل دهند و بازسازی كنند. اما استراتژی های توسعه شهری در برخی از كشورهای كمتر توسعه یافته همچون كشور ما، به صورتی تدوین و اجرا می شود كه تنها بعد اقتصادی توسعه را مورد توجه قرار می دهد. استراتژی های توسعه اقتصادی بدون در نظر داشتن ابعاد انسانی، اجتماعی و زیست محیطی آن، پیچیدگیهای پویایی را ایجاد می کند که به واسطه آن، عوامل اصلی توسعه یافتگی به جای آنکه به عنوان پیش ران فرایند توسعه عمل کنند با تأخیرهای زمانی، در مقابل آن قرار می گیرند؛ که در این صورت این گونه توسعه ها را ناپایدار تلقی می کنند. این مقاله گزیده ای از یافته های مطالعه ای را ارائه می كندكه با استفاده از روشها و الگوهای علمی، استراتژی های توسعه شهری و وضعیت پایداری توسعه محلی را دركلاردشت مورد نقد و بررسی قرار می دهد. مقدمه امروزه ادبیات مدیریت راهبردی توسعه با گذر از توجه صرف به افزایش سرمایه های فیزیکی به طور فزاینده ای توجه خود را به مدیریت انواع سرمایه های تأثیرگذار در فرایند توسعه همچون سرمایه های طبیعی (شامل: خدمات، كاركردها، فرایندها و منابع زایش پذیر بیولوژیك در کنار منابع زمینی زایش ناپذیر نظیر مواد معدنی، سوخت های فسیلی، آب های زیرزمینی)، سرمایه های انسانی (شامل: دانش، مهارت، سلامتی، تغذیه، ایمنی، امنیت و انگیزه انسانها) و سرمایه های اجتماعی (شامل: انسجام اجتماعی، اعتماد متقابل، تشریك مساعی، برابری فرصتها، آزادی تشكلهای صنفی، نظم) معطوف کرده است. همچنین اتحادیه اروپا (EU, 2000) در پنجمین و ششمین چارچوب برنامه ریزی خود برای آینده شهرها اعلام می كند: «طی یك دهه گذشته، مفاهیم و منطق توسعه پایدار در، جهت گیریهای راهبردی توسعه شهری گسترش قابل ملاحظه ای یافته است». اگر چه مفهوم توسعه یا توسعه یافتگی مفهومی عام است و معمولاً با متغیرهای كلان ارتباط دارد، اما مطالعات این پژوهش بر اساس مفاهیم نوین توسعه كه در قالب توسعه پایدار محلی مطرح می شود، بر منطقه كلاردشت از استان مازندران، به عنوان مطالعه موردی متمركز است. ریس به نقل از گان می گوید: «توسعه پایدار محلی، تغییر اجتماعی- اقتصادی مثبتی است كه سیستم های فرهنگی، اجتماعی و اكولوژیك جامعه محلی را تحت تاثیر و تغییر اساسی قرار نمی دهد و تحقق موفقیت آمیز آن به فرایندهای منسجم سیاسی، برنامه ریزی، مدیریتی، پایش و یادگیری اجتماعی نیازمند است. همچنین كارایی سیاسی آن به مشاركت فعال ساكنان محلی بستگی دارد كه آن، از طریق مساعدت دولت، موسسات اجتماعی و ارتباط بخوبی مدیریت شده همه ذینفعان صورت می گیرد». یافته های این پژوهش حاكی از آن است كه به دلیل نا كارآمدی ابزار و اركان توسعه محلی در كلاردشت، طی 20 سال گذشته عوامل اصلی توسعه یافتگی در جهت زدایش محیط زیست آن عمل كرده است و نه توسعه پایدار. بعد از رخداد زلزله شمال كشور- با مركزیت بلده مازندران- در اردیبهشت 1383 و تحولات سیاسی كشور در تیر1384، سیر فزاینده زدایش تا حدودی فروكش كرده است. (برارپور،1384) اگرچه سیرفزاینده زدایشهای یادشده منجر به افزایش نسبی نرخ رشد اقتصادی و یا به عبارت دیگر افزایش نسبی سرمایه های فیزیكی در این منطقه شده است اما، كاهش سرمایه های انسانی، اجتماعی و طبیعی را در پی داشته است. این نوشتار پس از تبیین تاریخچه ای كوتاه از فرایند توسعه در كلاردشت و مرور پیشینه پژوهش، به بیان مختصری از مبانی علمی مدل ها و روششناسی پژوهش و واكاوی نتایج آن می پردازد. تاریخچه ای كوتاه از فرایند توسعه در كلاردشت اگرچه پروژه توسعه كلاردشت یكی از اولویتهای طرح انقلاب سفید پهلوی دوم به حساب می آمد(ابوترابیان، 1371) اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و براساس توصیه یكی از دولت مردان كشورمان به سرمایه داران داخلی در اردیبهشت 1370، مبنی بر انتقال سرمایه خود به منطقه كلاردشت به منظور توسعه جاذبه های گردشگری آن(روزنامه اطلاعات، 1370)، خیل عظیمی از سرمایه های آنها به كلاردشت گسیل شد. این در حالی بود كه پیش از آن، هیچگونه مطالعه امكانسنجی ای در خصوص توریستی شدن كلاردشت صورت نگرفته بود_ البته صاحبان سرمایه، نه با هدف سرمایه گذاری در صنعت گردشگری بلكه با نگاه اعیان نشینی به جاذبه های گردشگری منطقه و با اهداف سوداگرایانه به خرید و فروش زمینهای مردم كلاردشت كه (همچون مردم دیگر نقاط ایران) به تازگی پیامدهای اقتصادی- اجتماعی دوران انقلاب، جنگ و پس ازجنگ را پشت سرگذاشته بودند و در ابتدای دوره گذار قرارداشتند، مبادرت كردند. پیامد ناشی از خرید و فروش زمینهای كشاورزی مردم، تنها دركاهش سرمایههای انسانی در آن منطقه خلاصه نمی شد، بلكه جذابیت ناشی از بالا رفتن قیمت زمینهای منطقه، دینامیكی را ایجاد می كرد تا به واسطه آن، مردم برای رسیدن به سهم بیشتری از منافع كوتاه مدت اقتصادی، اقدام به تخریب جنگل ها و منابع طبیعی كنند و یا جهت رسیدن به سود اقتصادی بیشتر، به فروش چندباره زمینهای خود بپردازند_ و همین امر زمینه سازكاهش شاخصهای سرمایه اجتماعی، همچون: اعتماد متقابل، آرامش، امنیت، تشخص فرهنگی و ... در منطقه شد. البته جذابیت گران شدن زمین های كلاردشت تنها بین مردم بومی و تازه واردان به منطقه خلاصه نمی شد، بلكه در نیمه1370، با مطرح شدن احداث پروژه آزاد راه تهران- شمال دینامیك های دیگری جهت كاهش سرمایه های طبیعی كلاردشت آشكار شد كه به موجب آن 700 هكتار از بهترین جنگلهای پهن برگ كلاردشت بابت پروژه یاد شده به دستگاه های دولتی و مجریان پروژه واگذار می شد. (ابراهیمی- سازمان جنگلها،1379) همچنین درنیمه اول دهه 1380، دینامیك دیگری جهت تخریب جنگلهای پهن برگ كلاردشت شكل گرفت كه طرح خروج دام ازمرتع نام داشت. به موجب این طرح، معادل مراتعی كه مالكیت آنها در اختیار دامداران بومی منطقه بود، جنگلهای مشرف به شهركلاردشت به آنها واگذار و به طور خودگردان، منجر به تغییركاربری زمینهای یادشده از وضعیت بكر یا كشاورزی به مسكونی می شد.(برارپور، الف1385) این واقعیت تداعیكننده اصل انتقال فشار در تئوری سیستم ها و یا قانون بقای تخریب، همسان با قانون بقای جرم در علم فیزیك است. پروژه های دیگری كه منجر به زدایش سرمایه های طبیعی زایش پذیر(اكولوژیك یا تجدیدپذیر) و زایش ناپذیر(مادی یا تجدیدناپذیر) منطقه كلاردشت شد، پروژه استخراج سنگهای تزیینی رودبارك و احداث سد و نیروگاه آبی سیاه بیشه بود. (سلیمان پور، 1384) مرور پیشینه پژوهش رویدادهای یادشده، سمت و سوی اولیه این پژوهش را كه هدف آن سنجش و ارزیابی پایداری توسعه دركلاردشت بود در اوایل 1377 مشخص می كرد كه در اواخر1383 به پیشنهاد شورای شهركلاردشت منجر به شكل گیری طرحی با عنوان: «تدوین چشم انداز و استراتژی های 20ساله آینده كلاردشت برای افق 1404، براساس سند چشم اندازملی» و همچنین سبب تأسیس یك سازمان مردم نهاد(NGO)، با رویكرد ساختارموازی و با نام «بنیاد توسعه پایداركلاردشت»شد. سازمانهای با ساختار موازی در بخش عمومی، سازمانهایی هستند كه با هدف حل مسئله به سازمانهای با ساختار رسمی در بخش دولتی، یاری می رسانند. مبانی علمی این پژوهش مبتنی برمفاهیم توسعه پایدار و با تكیه بر دانش علوم مدیریت تحول پایه ریزی شده و طی هشت گام وارد فاز اجرا شد كه عبارت است از: ورود، آسیب شناسی و عارضه یابی، گردآوری داده، پردازش اطلاعات، ارائه بازخورد اطلاعات عارضه یابی به ذی نفعان طرح، طراحی برنامه های تحول بر اساس منطق توسعه پایدار، رهبری و مدیریت تحول، ارزیابی و نهادینه سازی برنامه های تحول. گردآوری داده های اولیه پژوهش براساس: مشاهده، پرسش نامه و مصاحبه صورت گرفته و برای بررسی اسناد، قوانین، دستورالعمل ها و رویه های اعمال شده برای اداره مدیریت شهری و واگذاری سرمایه های طبیعی به افراد، از روش مطالعه اسنادی و تحلیل محتوا استفاده شده است. همچنین گردآوری داده های ثانویه نیز بر اساس: مشاهده سایه به سایه، پرسش نامه و مصاحبه صورت گرفته و برای پردازش اطلاعات پژوهش از الگوها و مدل های موجود در حوزه مدیریت تحول و توسعه پایدار استفاده شده است. فرض بنیادی این پژوهش این است كه توسعه صورت گرفته دركلاردشت طی 20 سال گذشته، پایدار نبوده و جامعه انسانی و طبیعی كلاردشت از 3 مسئله كلیدی رنج می برد كه عبارتند از: 1. تخریب محیط زیست 2. ساخت و سازهای غیرمجاز 3. رشد ایستای سرمایه های انسانی و اجتماعی. هدف اساسی این پژوهش علاوه بر سنجش و ارزیابی میزان پایداری توسعه دركلاردشت، پیشنهاد سیاستهای مناسب برای انتقال آن جامعه به سمت آینده ای مطلوب نیز هست. برای ترسیم آینده ای مطلوب برای این شهر، حدود 80 شهر از سراسر جهان همراه بامدل ها و الگوهای توسعه آنها كه 50 سال آینده را هدف قرارداده است مورد بررسی قرارگرفت. طرح تدوین چشم انداز و استراتژی های 20ساله آینده كلاردشت، منجر به تصویب طرحی با عنوان: «طرح تحول فراگیر استان مازندران براساس منطق توسعه پایدار» از سوی استانداری مازندران شد كه براین اساس كلاردشت به عنوان پایلوت، برای اجرای آزمایشی طرح معرفی شد. بومی سازی الگوی راهبردی توسعه پایدار برای منطقه كلاردشت پژوهش حاضر، کار خود را بر مبنای مفاهیم ارائه شده در الگوی ذخیرة خالص تعدیل شده توسط بانک جهانی و الگوی راهبردی گلادوین بنا نهاد. نمودار 1- دارای همان چهار ناحیه معرفی شده در الگوی گلادوین (برای شناخت دقیق این الگو می توانید به مقاله «الگوهای نوظهور در سنجش پایداری توسعه، تدبیر 178) مراجعه كنید». است و وضعیت منطقة کلاردشت را از منظر پایداری توسعه در سالهای اخیر نشان می دهد. با توجه به این موضوع، ابعاد چهارگانه ای که در محورهای نمودار بررسی می شوند عبارتند از: سرمایه های انسانی و اجتماعی کلاردشت، مصونیت سرمایه های طبیعی کلاردشت (اعم از سرمایه های طبیعی زایش پذیر و زایش ناپذیر)، ثبات محیط کلاردشت و توان بازدارندگی جامعة محلی کلاردشت (در برابر زدایش سرمایه های طبیعی). در این مرحله معیارها و شاخصهای معرف هر یک از ابعاد چهارگانه، انتخاب شد و در قالب«پرسشنامه جامع اندازه گیری» مورد ارزیابی قرار گرفت. این پرسشنامه بویژه برای کاربرد در کشورهای در حال توسعه طراحی شده است. در این راستا: _ سرمایه انسانی کلاردشت با معیارهای«دانش، مهارتها، شایستگیها و سایر ویژگیهای محلی كه تسهیل گر خلق رفاه شخصی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه است» تعریف شد. _ سرمایه اجتماعی نیز در این پژوهش به عنوان"روابط، شبكه ها و هنجارهایی تعریف شد که كنش جمعی را تسهیل می كند» تعریف گردید. _ در حوزة سرمایه های طبیعی از شاخص های توصیه شده توسط بانک جهانی برای انجام پژوهش استفاده شد. _ در بررسی بعد ثبات محیط محلی، معیارهای زیر به عنوان عوامل تثبیت یا عدم تثبیت فرایند توسعة سرمایه های انسانی و اجتماعی كلاردشت بررسی شد: سازمانهای جامعه مدنی، تحولات سیاسی- اقتصادی- اجتماعی كلان، توافقات تجاری، حوادث غیر مترقبه، تحولات فناوری و... . سنجش وضعیت پایداری توسعه در كلاردشت پس از معرفی و تبیین معیارهای معرف ابعاد چهارگانه نمودار ارزیابی توسعه پایدار در منطقة کلاردشت، برای 31 نفر از افراد مطلع و خبرگان محلی، با استفاده از روش پرسش نامه ای نظرات ایشان در مورد این معیارها سنجیده شد. در این مرحله، از چارچوب توسعه داده شده توسط وِلفُرد (Welford, 1997) برای ارزیابی وضعیت توسعة پایدار الگو گرفته شد. هفت واحد در پرسشنامه هایی كه به افراد داده شد در قالب عبارت های: «کاملاً مخالفم»، «مخالفم»، «نسبتاً مخالفم»، «نه مخالفم و نه موافق»، «نسبتاً موافقم»، «موافقم» و «کاملاً موافقم» خود را نشان می داد. در این مرحله: 1. در محورهای سرمایه های انسانی- اجتماعی و سرمایة طبیعی، به معیارها از 1+ (کاملاً مخالفم) تا 7+ (کاملاً موافقم) نمره داده شد. 2. در محورهای ثبات محیط محلی و توان بازدارندگی جامعه كلاردشت در برابر زدایش، به متغیرها از 1- (کاملاً موافقم) تا 7- (کاملاً مخالفم) امتیاز داده شد. در ادامه از روش موسوم به وزن دهی ترجیحی برای تعدیل نمودار استفاده شد. واکاوی نتایج در شكل1، مقیاس(7+) معرف حداكثر مصونیت برای سرمایه های طبیعی و همچنین بیشترین مقدار انباشتگی برای سرمایه های انسانی و اجتماعی است. اما ملاحظه می شود كه محاسبات انجام شده، هر دو معیار را كمتر از حد متوسط(5/3+)، نشان می دهد. از دیگرسو، مقیاس(7-) نشان دهنده كمترین توان بازدارندگی جامعه محلی در برابر زدایش محیط زیست و معرف حداقل ثبات محیط محلی می باشد. محاسبات انجام شده با استفاده از روش PW، حاكی از آن است كه میل دو معیار اخیر در كلاردشت، به سمت حداقل است. به عبارت دیگر، ناموزون بودن فرم ظاهری چهارضلعی واقع در دستگاه مختصات شكل1، مبین ناپایداری و یا نا متوازن بودن توسعه محلی در كلاردشت است. اگرچه مركزثقل چهارضلعی یاد شده كه از تلاقی برایندی چهار راس آن ایجاد شده، در ناحیه فقرزایی قرار دارد، اما دایره به شعاع واحد و به مركزیت مركزثقل چهارضلعی، دربرگیرنده ناحیه انسان محوری نیز هست. البته این بدان مفهوم است كه حدود 10درصد از حجم توسعه صورت گرفته در كلاردشت، انسان محور و حدود 90درصد آن فقرزا عمل كرده است. باید توجه داشت كه انسان محور بودن توسعه دركلاردشت به مفهوم گسترش سرمایه های فیزیكی است كه با كاهش سرمایه های اجتماعی، انسانی و طبیعی همراه بوده است. خلاصه اینكه نتایج حاصل از مطالعات این پژوهش از ناپایداری توسعه محلی در كلاردشت حكایت می كند. انتساب صفت ناپایداری به توسعه در كلاردشت، برای سرمایه های انسانی و اجتماعی، به مفهوم تهی سازی بازگشت پذیر و برای سرمایه های زایش ناپذیر، به مفهوم تهی سازی غیرقابل بازگشت است. پیچیدگی پویا در برنامه های توسعه ای اقتصاد كلان كشور جان استرمن، استادMIT می گوید: علت پیچیدگی یك سیستم، پیچیده بودن اجزای آن نیست بلكه پیچیدگی یك سیستم ریشه در پیچیدگی ارتباط بین اجزای آن دارد. شاید از دیدگاه نظریه پردازان توسعه و مدیران كلان كشورمان، برنامه های توسعه اقتصادی، در بر گیرنده تمامی جنبه های توسعه باشد، اما واقعیت این است كه به دلیل نادیده انگاشتن ارتباط منطقی بین ابعاد انسانی، اجتماعی و زیست محیطی توسعه با بعد اقتصادی آن، در طول زمان دینامیك هایی را ایجاد می كند كه عوامل اصلی توسعه یافتگی همچون: نیروی انسانی متخصص، علم، نوآوری، سرمایه و ... را در مقابل توسعه قرار می دهد. این امر تداعی كننده مفهوم مقاومت در برابر سیاست در نظریه سیستم ها نیز هست. مورفی می گوید: هر چیزی که ممکن است اشتباه پیش رود، اشتباه پیش می رود. اغلب برنامه های توسعه اقتصادی كشورمان پس از فاز پیاده سازی به گونه ای جلوه می كند كه گویی از پیشینه و پشتوانه كارشناسی قوی، در فاز برنامه ریزی برخوردار نبوده است. معمولا برنامه های توسعه ای كشور به صورت عام طراحی و قبل از اینكه به صورت آزمایشی در یك یا چند پایلوت اجرا شود به صورت فراگیر و گسترده به كلیه دستگاهها ابلاغ می شود كه این امر نیز خود زمینه های ناپایداری توسعه را در ابعاد خرد و كلان در كشور ایجاد كرده است. یكی دیگر از علتهای ناكامی برنامه های توسعه ای كشور كه ناپایداری توسعه را رقم می زند، تعبیرها، تعاریف و یا برداشتهای ناصحیح از مفاهیم اساسی توسط مردم و مسئولان دست اندركار توسعه است. به عنوان مثال اگر به تعاریف ارائه شده برای كلید واژه گردشگری توسط سازمانهای معتبر جهانی مراجعه شود ملاحظه می شود كه: جهانگردی یا توریسم به معنی حركت كوتاه مدت و موقت مردم است به قصد بیرون رفتن از محل یا مكانی كه بهطور عادی و دائم در آن زندگی و كار میكند. سازمان توسعه و همكاری اقتصادی (OECD) جهانگرد را شخصی میداند كه خارج از محل اقامت همیشگی خود حداقل برای24 ساعت در گردش و سیاحت باشد. سازمان جهانی جهانگردی نیز، جهانگرد یا توریست را اینطور تعریف میكند: جهانگرد شخصی است كه بیش از 24 ساعت به قصدی غیر از كار، در جایی خارج از محل اصلی زندگی همیشگی خود بهسر برد. در سالهای اخیر توسعه گردشگری بویژه گردشگری طبیعی (اكوتوریسم) به عنوان یكی از مهمترین منابع درآمد در تجارت جهانی و مؤلفه عمده در بهبود اقتصادی مناطق و كشورها مطرح شده و شتاب مضاعفی یافته است، بهنحوی كه درآمدهای حاصل از این صنعت رشدی سریعتر از درآمدهای حاصل از تولید، فروش و صادرات انواع كالاها و خدمات در برخی از كشورهای گردشگرپذیر داشته است. صنعت گردشگری موجب گسترش انواع خدمات، ایجاد فرصتهای شغلی، توسعه زیرساختها در شهرها و روستاها میشود كه در نهایت توسعه انسانی را به همراه میآورد. اما در كشور ما به دلیل همسان انگاری مفهوم گردشگری طبیعی با مفهوم اعیان نشینی، این صنعت پرارزش، ضمن كاهش پایداری توسعه، سبب افزایش موانع و گلوگاههای توسعه محلی، در ابعاد مختلف (در كلاردشت و دیگر نقاط كشور) شده است. جمع بندی و پیشنهاد در این مطالعه، پایداری توسعه محلی در كلاردشت مورد ارزیابی علمی قرار گرفت. فرایند ارزیابی طی هفت گام زیر صورت پذیرفت: 1. شناسایی معیارهای جهانی توسعه پایدار؛ 2. نمونه گیری از دستاوردهای توسعه محلی در كلاردشت؛ 3. گردآوری داده؛ 4. صافی سازی داده ها؛ 5. اندازه گیری معیارهای بومی شده در كلاردشت و پردازش اطلاعات؛ 6. پایش نتایج حاصل از توسعه محلی و مقایسه آن با معیارهای معرفی شده برای توسعه پایدار توسط سازمانهای جهانی؛ 7. ارائه راه حل برای كاهش یا حذف شكاف بین توسعه محلی با معیارهای جهانی؛ پس از گردآوری، تنظیم و صافی سازی داده ها مشخص شد كه طی20 سال گذشته پروژه های سریالی همچون: خرید زمینهای بومیان كلاردشت توسط ثروتمندان غیربومی، پروژه آزاد راه تهران- شمال، طرح خروج دام از جنگل، طرح واگذاری جنگلها به كارمندان دولت، پروژه استخراج سنگ از معدن بریر در منطقه رودبارك و نهایتاً احداث سد آبی برای نیروگاه سیاه بیشه، سبب كاهش سرمایه های زایش پذیر طبیعی و موجب زدایش سرمایه های زایش ناپذیر طبیعی دركلاردشت شده است. همچنین پردازش اطلاعات بازیافت شده از عمل صافی سازی داده های این پژوهش كه نتایج توسعه محلی را در20 سال گذشته، با معیارهای جهانی توسعه مقایسه كرده است، نشان می دهد كه توسعه محلی در كلاردشت نه تنها پایدار نبوده بلكه فقرزا و تهی ساز نیز عمل كرده است. در واقع، گسترش سرمایه های فیزیكی در این منطقه به قیمت كاهش سرمایه های انسانی و اجتماعی و یا زدایش سرمایه های طبیعی تمام شده است. مدیران و تصمیم سازان كلان كشور بایستی توجه داشته باشند كه ابتدا در سنجش و ارزیابی قابلیت اطمینان مدل های توسعه ای خود حداكثر درایت و حساسیت را به خرج دهند و پس از تست آن در یك یا چند پایلوت مشخص، به نقاط ضعف و قوت آن اشراف پیدا كنند و در جهت رفع موانع موجود تمهیدات لازم را در پیش گیرند. مدیران و مسئولان محلی و استانی نیز باید توجه داشته باشند كه با ارائه مجوزهای غیر كارشناسی شده، منابع ملی و سرمایه های طبیعی، انسانی و اجتماعی را فدای طرحهایی نكنند كه معمولا با اصطلاحاتی همچون: حفظ محیط زیست، بهره برداری اقتصادی از طبیعت، سرمایه گذاری یا كارآفرینی خلط می شود. منابع 1 - ابراهیمی، محمدرضا، مجموعه مکاتبات سازمان جنگل ها و مراتع کشور در پاسخ به اعتراضات مردمی در مورد واگذاری جنگل های کلاردشت بابت پروژه آزادراه تهران- شمال، خردادماه 1379. -2 سلیمان پور،شجاع(1384) توقف فعالیت شركت بهره بردارى از سنگهاى تزیینى در كلاردشت، روزنامه ایران، 29آبان. هاشمی رفسنجانی، علی اکبر (1370) "خطبه های نماز جمعه تهران - کلاردشت بهشت گمشده_"، مجلد روزنامه اطلاعات، اردیبهشت ماه. 3 - کامینگز، توماس جی. و کریستوفر جی. وُرلی (1385) تحول و توسعه سازمان، ترجمة کوروش برارپور، انتشارات ساپکو-فرازاندیش سبز، ص ص 575 و 770. بقیه منابع در دفتر نشریه محفوظ است. _ كورش برارپور: بنیانگذار بنیاد توسعه پایدار كلاردشت _ _ سیدكیانوش كلانتر: پژوهشگر مركز مطالعات و آموزش سازمانهای جامعه مدنی ایران – كنشگران داوطلب ويرايش توسط journalist : 11-17-2007 در ساعت 11:19 AM. |
![]() |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نويسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| فرایند توسعه محصول جدید | journalist | شهریور 86 - شماره 184 | 0 | 11-15-2007 11:14 AM |
| استاندارد توسعه گر کارکنان در مديريت منابع انسانی | journalist | بهمن 85 - شماره 177 | 0 | 04-07-2007 11:53 AM |
| دولت و توسعه صنعتی | Mo_Br | تحلیلها و مقالات اقتصادی | 0 | 07-01-2006 11:44 AM |
| برنامه ريزي توسعه فردي | Mo_Br | آذر 84- شماره 163 | 0 | 06-27-2006 12:23 PM |
| مديريت دولتي نوين و توسعه پايدار | Mo_Br | آذر 84- شماره 163 | 0 | 06-27-2006 12:16 PM |